coectivism و اتصال گرایی در فضای مجازی

خرید بک لینک
ابتدا باید در ابتدای این مطلب عرض کرد که فضای مجازی،فضایی تئوری است که ارتباطات کامپیوتری در آن رخ میدهد.اما وقتی ما از اتصال گرایی یا همانcoectivism حرف میزنیم از آن به عنوان یک نظریه یادگیری در عصر دیجیتال میتوان نام برد که بر نقش کانون اجتماعی و فرهنگی در نحوه و مکان یادگیری تاکید میکند.یادگیری صرفا در یک فرد اتفاق نمیافتد.اتصالگرایی دانش را به عنوان یک شبکه و یادگیری به عنوان یک فرایند شناخت الگو میبیند.عبارت یک نظریه یادگیری برای عصر دیجیتال نشان میدهد تاکید بر این است که ارتباط گرایی به تاثیر فناوری بر نحوه زندگی مردم،برقراری ارتباط و یادگیری کمک میکند.

یکی از ویژگیهای کلیدی ارتباط پذیری این است که یادگیری،بسیار میتواند در سراسر شبکههای همکار که در اینترنت اتفاق میافتد رخ دهد.پس با توجه به این مطالب میتوان گفت یادگیری دیگر فعالیت فردی نیست و نمیتوان از آن به عنوان یک فعالیت شخصی و فردی نام برد، بلکه دانش در بین شبکهها توزیع میشود.در جامعهی دیجیتال ما ارتباطات و اتصالات در شبکه منجر به یادگیری میشود پس فرضیهای که میتوان اینجا مطرح کرد میتواند چنین باشدکه سیستمهای آموزشی باید به سمت تبدیل شدن به یک جامعه یادگیرنده حرکت کنند.پس با وجود چنین شبکهای جهانی شدن نیز بیشتر متصل میشود، تکنولوژی سرعت مییابد و آموزش به عنوان کلید حیاتی ماموریت باید دید.

اما نکتهای که اینجا شایان ذکر است؛این است که یادگیری عمدتا غیر قابل شناخت است،یعنی ما نمیتوانیم بفهمیم که چه چیزی درون فرد اتفاق میافتد.اما همهی این نظریههای یادگیری مفهومی را در بر میگیرند و آن این است که از دانش میتوان به عنوان یک هدف نام برد که قابل تحقق است اما انسان دیگر نمیتواند شخصا تجربه کند و یادگیری را به دست بیاورد پس ما شایستگی خود را از شکل گیری اتصالات به دست میآوریم. درنتیجه ارتباطگرایی بدین معنی است که تصمیمات مبتنی بر مبانی سریع در حال تغییر است و اطلاعات جدید به طور مداوم به دست میآید و توانایی تقسیم اطلاعات بین اطلاعات مهم و بیاهمیت حیاتی است پس در اتصالگرایی دانش در یک شبکه اطلاعات توزیع میشود و جامعه یادگیرنده به عنوان یک گره توصیف میشوند که همیشه بخشی از یک شبکه بزرگترند،گرهها از نقاط اتصال که در شبکه یافت میشوند به وجود میآیند،پس هر شبکه شامل دو یا چند گره است که برای به اشتراک گذاشتن منابع مرتبط شدهاند.

پس اتصال گرایی دیدگاهی است که دانش و شناخت را توزیع شده در سطح شبکهای از افراد و فنادری میبیند و یادگیری را فرایند ارتباط، رشد و رهیابی آن شبکهها میداند(زیمنس،۲۰۰۹،ص۱۱).

زیمنس و تیبتزگر شبکهها را در سه سطح مجزا مورد شناسایی قرار میدهند؛

1_سطح عصبی_شکلگیری ارتباطات عصب شناختی به عنوان محرکها،درون دادههاو تجارب جدید رشد فیزیکی مغز را شکل میدهند.

2_سطح مفهومی_در محدودهی یک دیسیپلین یا زمینه دانشی خاص مفاهیم کلیدی وجود دارند که بنیادی به شمار رفته و ساختار شبکهای دارند.

3_سطح بیرونی_اطلاعات شبکهها به طور قابل توجهی توسط توسعه فناوریهای مشارکتی شبکه مورد حمایت قرار گرفته است.

اما در کنار شرح و بسطهایی که در قالب مقالات در موردcoectivismدر حال انجام است نقدهایی نیز مورد توجه این نظریه نوپا بوده است.اما مهمترین نقدهایی که به اتصال گرایی میتوان وارد کرداز این حیث است که عناصر مورد تاکید اتصالگرایی شباهت بین عناصر برونیساز مطرح در اتصالگرایی با نسخه سازندهگرایی اجتماعی است که کپ و هیل(2008)،کِر(2006)،و ورهاگن از منتقدین اصلی این نظریه تقریبا از همین رویکرد مشابه پیروی کردهاند.

اما دومین نقد به کنش و،واکنش بین یادگیرنده و محیط باز میگردد که به اعتقاد منتقدین این نظریه یکی از مشخصههای نظریه سازندهگرایی پاپرت است.

و اما سومین مورد ایده واقعشدن دانش و یادگیری در جامعه عمل است که منتقدین معتقدند پیش از اتصالگرایی در کارهای لاو، و ونگر ارائه شده است.پس غالب نقدها به این موضوع باز میگرددکه عناصر coectivism یا اتصالگرایی پیش از این در دیگر نظریهها مطرح بوده و لذا چیز جدیدی عرضه نکرده است تا بتوان آن را یک نظریه جدید نامید.

منابع

1_نظریه ارتباط گرایی و تبیین و نقد مبانی معرفت شناختی آن(اسکندی،حسین و فردانش، هاشم)

2_ارتباطگرایی در رقابت یا همسویی با دیگر نظریههای یادگیری(اسکندری،حسین و فردانش،هاشم)

3_ درک شبکه دانش یادگیری و ارتباطات،مجله بینالمللی فناوری آموزشی و آموزش از راه دور

باتشکر یزدان شکری

دین به عنوان یک پدیده اجتماعی از منظر سه فضای فراگیر واقعی_مجازی...

ما را در سایت دین به عنوان یک پدیده اجتماعی از منظر سه فضای فراگیر واقعی_مجازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: شنبه 28 ارديبهشت 1398 ساعت: 1:02

صفحه بندی